سر رفت
خوب چه خبر این اپو می کنم که نگید چون اپ
نمی کنی نظر نمیدیم
خوب دیگه.............آها می خواید برای رفع
خستگی راجبه داداشیم بگم؟
بگم؟
باشه می گم:واااااای عزیزم وقتی پسونک می خوره
اون قدر بامزه میشه که من بوسش می کنم و مامانم بهم
می گه نکن جوش می زنه اما من نمی تونم جلوی خودمو
بگیرم آخه نمیشه.....
خوابش خیلی سبکه تا میشینی پیشش از خواب می پره منم
فورا ساکتش میکنم آخه من دیگه وارد شدم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می خوام وقتی بزرگ شد این وبو نشونش بدم به خواطر همینم
هر از چند وقت اپ می کنم تا وب حذف نشه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی خیلی وقته واستون عکس نذاشتما نه؟می خواید عکس
بذارم؟؟؟باشه اینم عکس
چه نازه...............
این یکی رو...مثل تربچه هست نه؟
خوب دیگه فعلا بای تا های![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط مهتاب
نمی خواید بهم تبریک بگید؟من خواهر
شدممممممماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
وای باورتون میشه حالا ما چهار نفره شدیم................
ایول من می تونم داداشیمو بزرگ کنم.میتونم بهش
خوب بودن رو یاد بدم.....میتونم باهاش حرف بزنم ...
میتونه باهام درد دل کنه و هر چی تو دلشه بهم بگه
وااااااای قربونش برم از الان دارم به این فکر میکنم که
وقتی حرف زدن رو یاد گرفت چی صدام کنه؟؟؟؟؟؟؟
بهم بگه مهتاب؟یا ابجی؟ولی به نظرم عزیزی بهتره
آخییییییییییییییی از الان زندگی تازه تره.....با وجود اون
من دیگه تنها نیستم....عزیز دل من ......همه میگن به
من رفته مخصوصا چشماش..تا وقتی منو داره هیچ وقت
هیچ وقت هیچ وقت نباید ناراحت بشه هیچ وقت نباید
بغض کنه هیچ وقت نباید فکر کنه که دوستش ندارم...
نه اصلا نباید احساس ناراحتی کنه..نباید دلش پر بشه
منم باهاش حرف می زنم .....وااااااااااااااااااااااااااااااای
کاش زودتر بزرگ بشه ببینم چه شکلی میشه.......
وای الان بیدار شد..............................................
خوب دیگه برم پیشش که احساس نکنه تنهاش گذاشتم
فعلا............
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط مهتاب





