|
خوب من می خواستم خاطرات روزمره ی خودمو هم بنویسم اما فراموش کردم لطططططفا نظر یادتون نره خوب پس فعلا فردا میام و خاطره می نویسم
می خوام خواهر بشم
باز هم روزی دیگر گذشت و من در انتظار تولدت هستم تو بودن را تحمل کنم این هم چند تا عکس از نی نی های خوشگل: آخی چه نازه عزیزم چه بامزه
سلام به همه ی اونایی که به وبلاگ من میان و نظر یادشون نمی ره توی این وبلاگ می خوام خاطرات روزمره ی خودم و به دنیا اومدن یه مسافر کوچولو رو براتون شرح بدم دیگه کجاست و چیکار می کنه بره اگه می دونست هیچ وقت حاضر نمی شد از اون جای نرم و گرم بیاد بیرون اومدنشیم میاد گریه می کنه اون با گریه یاد می گیره که توی عمرش می تونه زندگیشو با گریه تلخ یا شیرین کنه نیومده خودشو تو دلم جا داده شکم مامانشه داره یاد می گیره که صبور باشه و ۳ ماه دیگه هم غم دوری منو تحمل کنه لبخند بزنه و وقتی خواست ازم جدا شه گریه کنه و وقتی خواستم یه مدت تنهاش بذارم و برم یه جای دور منتظرم بمونه الان اونجا داره تمرین غرور می کنه واسه دخترا بگیره با من که خواهرشم که نباید این جوری باشه منتظرم تا زود زود دنیا بیاد و من کلی بوسش کنم و بخندونمش و وقت گریه کردناش باهاش اشک بریزم در لحظه لحظه ی عمرش باهاش باشم و باهاش گام بردارم و هیچ وقت تنهاش ندارم منه و منم همه ی زندگیه اون و تا اخر باهمیم و مثل کوه جلوی مشکلات وامی ستیم
|
ABOUT
سلام من مهتاب هستم توی این وبلاگ می خوام در مورد تولد یه ماهه اسمونی بگم کسی که اون قدر دوسش دارم که برام مثل ماهه اسمونه داداشم............ MENU
Home
|
|
فالنامه
|
|
|
www.JavaScr.Blogfa.Com