هم بنویسم اما فراموش کردم
از فردا.شما هم
لطططططفا نظر یادتون نره
ناراحت نشید ![]()
خوب پس فعلا فردا میام و خاطره می نویسم ![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط مهتاب
تو بودن را تحمل کنم
کاش تو هم دلت برایم تنگ شده باشدتنگ شده؟؟؟؟
![]()
![]()
![]()
این هم چند تا عکس از نی نی های خوشگل:
آخی چه نازه![]()
واااااااااااااای![]()
عزیزم![]()
خوشگل من![]()
چه بامزه
نازی![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط مهتاب
توی این وبلاگ می خوام خاطرات روزمره ی خودم و به دنیا اومدن یه مسافر
کوچولو رو براتون شرح بدم
یه مسافر کوچولو که هنوز نمی دونه ۳ ماه
دیگه کجاست و چیکار می کنه
آخی هنوزم نمی دونه که کجا می خواد
بره اگه می دونست هیچ وقت حاضر نمی شد از اون جای نرم و گرم بیاد
بیرون
ولی چه بخواد چه نخواد باید بیاد بیرون چون ما همه منتظر
اومدنشیم
بیچاره اون کوچولو از همون اول زندگیش یعنی وقتی که به دنیا
میاد گریه می کنه اون با گریه یاد می گیره که توی عمرش می تونه
زندگیشو با گریه تلخ یا شیرین کنه
خیلی دوسش دارم با این که هنوز دنیا
نیومده خودشو تو دلم جا داده
این مسافر کوچولوی ما از حالا که توی
شکم مامانشه داره یاد می گیره که صبور باشه و ۳ ماه دیگه هم غم دوری
منو تحمل کنه
تا به دنیا بیاد و منو ببینه داره یاد می گیره که وقتی منو دید
لبخند بزنه و وقتی خواست ازم جدا شه گریه کنه و وقتی خواستم یه مدت
تنهاش بذارم و برم یه جای دور منتظرم بمونه![]()
این پسر کوچولوی ما از
الان اونجا داره تمرین غرور می کنه
می خواد از حالا مغرور باشه و خودشو
واسه دخترا بگیره
چقدر بدم میاد من که نمی دارم این جوری بشه لااقل
با من که خواهرشم که نباید این جوری باشه
الهی فداش بشم
من
منتظرم تا زود زود دنیا بیاد و من کلی بوسش کنم و بخندونمش و وقت گریه
کردناش باهاش اشک بریزم در لحظه لحظه ی عمرش باهاش باشم و
باهاش گام بردارم و هیچ وقت تنهاش ندارم![]()
چون اون همه ی زندگیه
منه و منم همه ی زندگیه اون و تا اخر باهمیم و مثل کوه جلوی مشکلات
وامی ستیم
من منتظرم منتظر به دنیا اومدنش...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط مهتاب






خوشگله؟؟؟؟؟





