تبليغاتX
ماه آسموني

ماه آسموني

فقط ستاره ها هستند كه از چشمك زدنشان منظوري ندارند.

خوب من می خواستم خاطرات روزمره ی خودمو

هم بنویسم اما فراموش کردم   از فردا.شما هم

لطططططفا نظر یادتون نره  ناراحت نشید

خوب پس فعلا فردا میام و خاطره می نویسم 

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعتتوسط مهتاب | |



سلام اينم چند تا عكس از

چند

 تا ني ني بامزه و ناز

                              

خوشگله؟؟؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعتتوسط مهتاب | |



 

 

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعتتوسط مهتاب | |



می خوام خواهر بشم

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعتتوسط مهتاب | |



باز هم روزی دیگر گذشت و من در انتظار تولدت هستم ۳ ماه باید دور از

تو بودن را تحمل کنمکاش تو هم دلت برایم تنگ شده باشدتنگ شده؟؟؟؟

 

این هم چند تا عکس از نی نی های خوشگل:

                                       

آخی چه نازه              واااااااااااااای

                          

عزیزم                      خوشگل من

                    

چه بامزه                    نازی

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعتتوسط مهتاب | |



سلام به همه ی اونایی که به وبلاگ من میان و نظر یادشون نمی ره من

توی این وبلاگ می خوام خاطرات روزمره ی خودم و به دنیا اومدن یه مسافر

کوچولو رو براتون شرح بدم یه مسافر کوچولو که هنوز نمی دونه ۳ ماه

دیگه کجاست و چیکار می کنهآخی هنوزم نمی دونه که کجا می خواد

بره اگه می دونست هیچ وقت حاضر نمی شد از اون جای نرم و گرم بیاد

بیرون ولی چه بخواد چه نخواد باید بیاد بیرون چون ما همه منتظر

اومدنشیم بیچاره اون کوچولو از همون اول زندگیش یعنی وقتی که به دنیا

میاد گریه می کنه اون با گریه یاد می گیره که توی عمرش می تونه

زندگیشو با گریه تلخ یا شیرین کنهخیلی دوسش دارم با این که هنوز دنیا

نیومده خودشو تو دلم جا داده این مسافر کوچولوی ما از حالا که توی

شکم مامانشه داره یاد می گیره که صبور باشه و ۳ ماه دیگه هم غم دوری

منو تحمل کنهتا به دنیا بیاد و منو ببینه داره یاد می گیره که وقتی منو دید

لبخند بزنه و وقتی خواست ازم جدا شه گریه کنه و وقتی خواستم یه مدت

تنهاش بذارم و برم یه جای دور منتظرم بمونهاین پسر کوچولوی ما از

الان اونجا داره تمرین غرور می کنهمی خواد از حالا مغرور باشه و خودشو

واسه دخترا بگیرهچقدر بدم میاد من که نمی دارم این جوری بشه لااقل 

با من که خواهرشم که نباید این جوری باشهالهی فداش بشممن

منتظرم تا زود زود دنیا بیاد و من کلی بوسش کنم و بخندونمش و وقت گریه

کردناش باهاش اشک بریزم در لحظه لحظه ی عمرش باهاش باشم و

باهاش گام بردارم و هیچ وقت تنهاش ندارمچون اون همه ی زندگیه

منه و منم همه ی زندگیه اون و تا اخر باهمیم و مثل کوه جلوی مشکلات

وامی ستیممن منتظرم منتظر به دنیا اومدنش...

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعتتوسط مهتاب | |